مرضيه محمدزاده

1514

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

و ساعتى بعد در باران متواتر پولاد بريده‌بريده افشا شدى و باد تو را با مشام خيمه‌گاه در ميان نهاد و انتظار در بهت كودكانه‌ى حرم طولانى شد * تو آن راز رشيدى كه روزى فرات بر لبت آورد و كنار درك تو كوه از كمر شكست « 1 » * * * اينك خدا مىداند : فقط خدا بود كه مىدانست آن دل دريايى به كمند پندهاى پوسيده در بند نمىآيد و با لبان مواج كرانه‌هاى دو خطر را مىبوسيد * فقط خدا بود كه مىدانست پس به دريا زد و تشنگى سر به تلاطم گذاشت * عطش

--> ( 1 ) - ميراث عشق ؛ ص 304 .